اُتاق زیر شیروانی

4 اُمین : پرنده بی پرنده!

پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷

"اونور این شب کلک
من و ترانه تک به تک
خونه میساختیم روی باد
دریا میریختیم تو الک
مسافرای کاغذی
رد شده بودن از غبار
تو قصه باقی مونده بود
شیهه اسب بی سوار
گفته بودن صد تا کلید
برای ما جا میذارن
مزرعه های گندمو
برای فردا، میذارن
فردا رسید و خوشه ای
تو دست ما باقی نموند
سقف ستاره ها شکست
رو سرمون طاقی نموند
با کلیدای زنگ زده
قفلای بسته وا نشد
سکه ی دلسپردگی
تو جوب ما پیدا نشد
تو سفرمون همیشه
سین ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن
فاصله یک قدم بود
تو بازی کلاغ پر
هیچکی نشد برنده
قصه ی ما همین بود
پرنده بی پرنده
کسی به ما نشون نداد
که انتهای خط کجاست
آهای درختای انار
دیکته ی بی غلط کجاست
چرا تو آسمونمون
پرنده گوشه گیر شده
چرا نمیرسیم به هم
چرا همیشه دیر شده
تو دفتر سکسکه مون
چند تا ترانه خالیه؟
چند تا ترانه قصه ی 
ممتد بی خیالیه؟
چند تا صدای بی صدا
سکوتو فریاد میزنه؟
زغال شام آخرو
دستای کی باد میزنه؟
تو غیبت حنجره ها
ترانه سازیمون چیه؟
یکی به من جواب بده
آخر بازیمون چیه؟"

 

 

   آهنگ نوشت : متن ترانه از یغما گلرویی و صدا هم رضا یزدانی هست.

 

  • آقای دال